تبلیغ برای یزدیها
تبلیغات:
غذاپزی امامزاده حسن
طبخ انواع غذاهای ایرانی وفرنگی جهت مجالس
{میهمانیها ِسمینارها ِموسسات وادارت}
یزد.خیابان امام.بعداز درمانگاه فهادان.امامزاده حسن
زیر نظر آقای رضانظری.
شماره تماس:۰۹۱۳۲۵۲۴۸۳۵
با ۲۵ سال سابقه
دلتنگيهاي خودم
غذاپزی امامزاده حسن
طبخ انواع غذاهای ایرانی وفرنگی جهت مجالس
{میهمانیها ِسمینارها ِموسسات وادارت}
یزد.خیابان امام.بعداز درمانگاه فهادان.امامزاده حسن
زیر نظر آقای رضانظری.
شماره تماس:۰۹۱۳۲۵۲۴۸۳۵
با ۲۵ سال سابقه
يکی از مشکلات متداولی که کاربرها در ارتباط با
سرويس پست الکترونيکی با آن مواجه هستند
نامه های تبليغاتی و نا خواسته است
که به صندوق آنها ارسال ميشود و صندوق آنها را انباشته ميکند.
نامه های غير شخصی معمولاً از راههای زير به صندوق ما ارسال ميشوند:
1- خودمان تقاضای عضويت(Subscribe) در آنها را کرده ايم که در اين نوع
نامه ها در پايين نامه قسمتی وجود دارد که به ما در مورد چگونگی
unsubscribe شدن آموزشهای لازم را داده است
و کافی است به با مراجعه به انتهای نامه و دنبال کردن
مراحل ذکر شده از عضويت خارج شويم و اولين مرحله
برای خلاص شدن از نامه هايی که فکر ميکنيد شما برای دريافت آن
درخواستی ارسال نکرده ايد نظر انداختن به انتهای نامه است.
2- هنگام ثبت نام در يکی از سرويسهای رايگان يک سايت مانند
سرويس پست الکترونيکی رايگان شما به صورت پيش فرض عضو چندين
خبرنامه نيز ميشويد که برای رهايی از اين مشکل هميشه بايد هنگام پر
کردن اين فرمها دقت کنيد تا گزينه هايی که مربوط به ارسال نامه های
تبليغاتی و يا خبری است را از حالت انتحاب خارج کنيد.
3- دوستان شما و يا خود شما با پيدا کردن يک مطلب جالب آن را به نامه
ضميمه ميکنيد و نام تمام دوستانتان را
در قسمت TO و يا CC قرار ميدهيد و هر کدام از دوستان شما اين نامه را
برای يک دسته از دوستانشان Forward ميکنند و اين زنجير باعث ميشود
شرکتها به آدرس شما دسترسی پيدا کنند و بدون درخواست شما روزانه،
هفتگی و ماهانه نامه های تبليغاتی خود را ارسال کنند.
اگر شما از سرويس پست الکترونيکی رايگان Hotmail استفاده ميکنيد
در آن امکاناتی برای جلوگيری از نامه های ناخواسته ای که
هيچ گزينه ای برای unsubscribe شدن در آن تعبيه نشده است در نظر
گرفته شده است که برای استفاده از آن مراحل زير را دنبال کنيد:
● به Inbox برويد و يک فهرست از آدرس
پست الکترونيکی تمام نامه های مزاحم تهيه کنيد
1- وارد صندوق Hotmail خود بشويد و گزينه
options را از سر برگ صفحه انتخاب کنيد
2- در قسمت Options ناحيه Mail Handling بخشی است
که برای اين منظور در نظر گرفته شده است دو گزينه انتهايی امکان
جلوگيری از دريافت نامه های ناخواسته را برای ما فراهم ميکنند.
3- گزينه Block Sender را انتخاب کنيد
الا به ليستی که از آدرس نامه های ناخواسته تهيه کرده ايد
يک نگاهی بياندازيد ببينيد آيا نامه ها از سايتهای مختلفی
ارسال ميشوند و يا آدرسهای منحصر به فرد دارند.
آدرس نامه هايی که از آدرسهای منفرد ارسال ميشوند
را در قسمت Type a single e-mail address وارد کنيد و Add را بزنيد.
از اين لحظه هر نامه ای که با آن آدرس
به آدرس شما در Hotmail ارسال شود حذف خواهد شد.
اگر شما نامه های متعددی دريافت ميکنيد که همگی از يک سايت خاص
ارسال شده اند لازم نيست آدرس های آنها را تک به تک
در ليست بالا اضافه کنيد و فقط کافی است نام دامنه سايت
را در Type a single email address وارد کنيد و Add را بزنيد
دو آدرس اول را بايد بطور کامل به ليست اضافه کنيم
ولی در مورد نامه های شماره 3 تا 6 از آنجايی که همه آنها از يک سايت
ارسال ميشوند کار راحتتر است و فقط بايد نام دامنه
را که pcorganizer.com است اضافه کنيم در اين صورت
هر نامه های که از سايت pcorganizer.com ارسال شود
فوراً حذف ميشود.
آنچه گفته شد پاسخگوی بسياری از مشکلات است
ولی اگر نياز به گزينه های بيشتری برای جلوگيری از نامه های
ناخواسته داريد ميتوانيد از Custom Filters استفاده کنيد که امکانات
بيشتری علاوه بر جلوگيری از ورود نامه ها با توجه به آدرس و دامنه در
اختيار ميگذارد.
بعنوان مثال ميتوانيد فيلتری را تعريف کنيد
که نسبت به يک کلمه کليدی در عنوان نامه حساس باشد
و نامه هايی که عنوان آنها حاوی عبارت خاصی باشد را حذف کند.
برای ايجاد فيلتر کافی است ابتدا به Options برويد و Custom Filter را
انتخاب کنيد و سپس با زدن Create New فيلتر مورد نظر خود را ايجاد نماييد
(پنجره ايجاد فيلتر که از Custom Filters قابل دسترسی است)
·´¯`·. اول به نام عشق و خداي عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ .·´¯`·

من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام....
من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام....
آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام....
در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام.... 

میروم خسته وافسرده وزار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا میبرم از شهر شما
دل شوریده ودیوانه خویش
میبرم تا که در آن نقطه دور
زین همه خواهش بیجا وتباه
میبرم تا زتو دورش سازم
ز تو ای جلوه امید محال
میبرم زنده به گورش سازم
تا از پس نکند یاد وصال
ناله می لرزد،می رقصد اشک
آه ، بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
به خدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد وازشاخم چید
شعله آه شدم،صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
میروم خنده به لب خونین دل
میروم از دل من دست بردار
ای امید عبث بی حاصل
هوا سرد شده.
باران پاييزي هم که تا دقايقي پيش مي باريد.
اينک بند آمده و جو مطبوعي را به وجود آورده.
شهر خلوت است
و دنياي درون ذهنم زندان ،
نمي دانم براستي در اين ساعت
چرا يک آن تغيير رويه دادم و خود را فراموش کردم.
لحظه ای ياد اولين وصيتنامه
مسخره اي که چند سال پيش با يکي
از دوستام نوشته بودم افتادم.
اون موقع به خويشتن مي باليدم
که بزرگ شده ام. کمي ازش تو
ذهنم مونده که اين زير آوردمش؛
بقيش کمي شخصيه.
آه نمي داني چه تلخ و کشنده است
زير بوته غم آشيانه گزيدن ودر درياي
بي صحبتي غرق شدن و در سرزمين
رنج آواره گشتن و درآسمان تنهايي
خيره شدن و در قبرستان تاريک پر
از ظلمت شهر مسکن گزيدن.
هنگامي که سپيده صبح آهسته
پرهاي نشاط خود را روي خورشيد
مي گشايد هنگامي
که قلب تو از مژه هاي حسرت و غرور در زندگي
مي تپد مرا فراموش نکن.
اين را فراموش نکن که زندگي هميشه
بهار نيست گاهي
ابر خزان بر آن سايبان مرگ مي افگند،
اگر روزگاري مرا نديدي به خاطر روحم
که شده قطرات اشک بريز چون اين
روزگار با وفاترين ياران را از هم جدا مي کند.
اين کلمات را در پايان روزهاي
سرد و غم انگيز مي نويسم.
آسمان پر از ابرهاي سياه است
و دلم سخت گرفته. امشب
از همه شبهاي خدا سياهتر و تاريکتر است،
امشب ماه هم از آسمان قهر کرده،
امشب شب بيست و دوم مهر ماه است،
بهتر است بگويم تلخ ترين روز زندگي من.
در اتاق زده شد
مادر بود
خنديدم و او گريست مادر رفت
او را ديدم که لباس سياه در تن داشت
صدايش کردم
نشنيد
چه شده بود؟ نمي دانستم
عکسم را ديدم در گوشه اتاق ،با يک روبان مشکي
من کي مرده بودم؟!...
نمي دونم اسم اين تيکه متن
رو که از ذهنم يک آن گذشت
چي مي شه گذاشت؟ اما خب...
بيا در يک شب آرام و مهتابي کمي
هم صحبت يک ياس باشيم
اگر صد بار قلبي را شکستيم
بيا يک بار با احساس باشيم
بيا تا رنگ اقيانوس آبيست
براي موجها ديوانه باشيم
کنار هر دلي يک شمع سرخ است
بيا به حرمتش پروانه باشيم
خوبین حالتون خوبه که انشالله.
من دیگه از امسال مدرسه نمیرم.وخیلی از این بابت ناراحتم.
چون باید توی خونه بشینم.
و بعدشم همش پشت کامپیوتر .اگه پسر بودم یک لحظه توی خونه
نمیموندم.ولی حیف که دخترم .باید کنار مادرم توی خونه بمونم.![]()
![]()
خوب دیگه من میرم بعدا دوباره در یک فرصت مناسب مینویسم.
خدانگهدارتون
هيچوقت مغرور نشو ...
برگا وقتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن...
آنكس كه اعتماد مي كند خيانت مي بيند
و آنكس كه اعتماد نمي كند خود خيانتكار است.
آدما مثل كتابن از روي بعضي از اونها بايد مشق نوشت...
از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت...
بعضي ها رو بايد چند بار خوند تا معني شو بفهميم...
و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت





دلم مي خواد پستهاي جديدم .با پستهاي
قبلي فرق داشته باشن .
چيزايي باشن که خودم مي نويسم.
حرفاي خودم باشه .ولي خداييش نوشتن
خيلي سخته.
اينو از وقتي فهميدم که سعي کردم بنويسم.
مگه نمي گن خواستن توانستنه؟
پس چرا من با اينکه مي خوام اما
نمي تونم بنويسم.
اصلا نمي دونم چي بنويسم.![]()
يادمه مدرسه هم که مي رفتم يکي ديگه
برام انشاء مي نوشت.
انشاء هم به نويسندگي مربوط مي شه .نميشه؟![]()
آها!!!!همين اول کاري بگم چيزايي
که مينويسم مربوط به شخص خاصي نميشه.
اگر نوشته اي ...توي
اين وبلاگ خونديد فکر کرديد
من عاشقم باید بدونيد که اشتباه کرديد.
آدرس وبلاگ, تيتر وبلاگ
مربوطه به گذشته (به جزرازهاي دل من).
ولي خوب ديگه من مثل گذشته نيستم
يعني نمي خوام باشم.
جملات عاشقانه اي هم که مي نويسم
صرفا" به
خاطر پندآموز يا قشنگ بودنشونه نه
چيز ديگه اي.
همينطور عکسها, به خاطر اينکه
ازشون خوشم مياد ميزارم اينجا.
واسه همين ممکنه بعضي مواقع
با متني که مي خونيد همخوني نداشته باشن.
خوب اين چيزايي بود که بايد مي دونستيد
و من گفتم تا رفع ابهامات بشه.![]()
تا يادم نرفته اينو بگم توي کتاب احکام
يه متني خوندم
خيلي دلم مي خواست اينجا بنويسمش
شايد به درد شما هم بخوره:
اگر کسي براي ثابت کردن ادعا و قبولاندن حرف
خود به ديگري بخواهد
قسم بخورد و حرف او در حقيقت
راست باشد قسم خوردن او کاري مکروه است ................
.خوب قسم نخور(من نميگم احکام ميگه) ![]()
همونطور که دوست ندارم غرور کسی رو بشکنم
دلمم نمی خواد
کسی غرور منو بشکنه...
(پروردگارا! دلهاي سنگ آسا را بشكن تا مگر در
شكستگيها نشاني از تو بيابند. )
خوب فکر کنم تا همینجا کافی باشه.





تا آپ بعدي
باي باي ![]()
![]()
![]()





باور كن هنوز هم خورشيد هر روز از مشرق طلوع مي كند.
باور كن هنوز گنجشك هاي كوچك هر قدر هوا سرد باشد
بر روي شاخه ها
مي نشينند و مي خوانند.
باور كن آدم ها يادشان نمي رود به هم سلام كنند.
آسمان آبي است.
باور كن هنوز هم ابر ها با سخاوتند و مي بارند.
باور كن هنوز غروب به همان زيبايي است.
باور كن شب، مهتاب مي تابد تا تو راهت را در كوچه ي
قديمي گم نكني.
ستاره ها تمام شب برايت دعا مي كنند
و چشمك مي زنند تا آن ها را ببيني.
باور كن هنوز هم جيرجيركي هست كه سكوت شب را بشكند.
باور كن هنوز فصل ها ،
همان بهار و تابستان و پاييز و زمستان است.
با اين كه خيلي ها رفته اند؛
باور كن تمام هستي درست همان است
كه بود و خواهد بود ؛
جز من و تو !
من و تو كه ادعا داريم
سهممان از دنيا شده فقط افسوس و آه.
اگر من نباشم باز همه چيز همين طور، هست.
زمين و آسمان همين است ؛
درست به همين زيبايي، وصف نا پذير!!!
باور كن!